الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
90
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
رفتم ، ديدم در محراب به حال سجده است ، سجدهء طولانى كرد سپس سر از سجده برداشت رو به طرف من كرد و فرمود : « برو بيرون ببين مردم چه مىگويند » بيرون رفتم ، صداى سوك ابوجعفر ( منصور ) را شنيدم ؛ برگشتم و گفتم ، فرمود : « اللَّه اكبر ، هرگز او خانهء خدا را نمىتواند ببيند » . « 1 » 2 - ابوجعفر طبرى امامى ( شيعى ) از عمر بن زيد نقل كرده ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « ابوجعفر ( منصور ) پس از امسال با مردم نمىتواند در موسم حج حاضر شود » درحالى كه وى ( منصور ) آن سال به حج رفته بود ، عمر ( راوى ) رفت و خبر آورد كه او در همان سال مىميرد و آن سال نوزدهم سلطنت وى بود و نقل مىكرد كه او بيست سال سلطنت نمىكند . « 2 » 3 - ابن شهر آشوب پس از نقل بدون كم و زياد جلوس روز عيد نوروز ، ( عين شمارهء ( 6 ) بخش سيره و مكارم اخلاق امام « 3 » مىگويد : ابوجعفر منصور در دل شب ابوايّوب خوزى را خواست ، وقتى كه آمد ، نامهاى را به طرف او انداخت درحالى كه خود گريه مىكرد و گفت : اين نامه ازمحمّد بن سليمان آمده ، گزارش كرده است كه جعفر بنمحمّد درگذشته است ، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ، كجا مانند جعفر پيدا مىشود ؟ ! سپس رو به وى كرد و گفت : بنويس : اگر به شخص معيّنى وصيّت كرده است او را احضار كن و گردنش را بزن ! او نامه را نوشت و جواب آمد كه ( امام صادق ) پنج نفر را وصىّ خود قرار داده است كه يكى از آنها
--> ( 1 ) - قرب الاسناد : ص 144 . ( 2 ) - دلائل الامامه : ص 161 . ( 3 ) - مناقب : 2 / 397 .